برای شب و روزهایی که نمی‌گذشت

فریاد سربازا رو کسی نمی‌شنوه چون صدا نداره، شاید به همین خاطره که موهای سفید می‌بینم توی آینه. آخرین سرباز نیستم اما دوس دارم آخرین رفتن باشه برای من. یا مرگ یا زندگی هم حرف بدی نیست. یه واقعیت انکارنشدنی از غیرقابل تحمل بودن زندانو بیان می‌کنه. زندانی که هم‌بندات به یه زبون دیگه صحبت کنن. شاید حتی دوس ندارن تو اونجا باشی، حتی اگه سهمی از امکانات نداشته باشی.
سهم من اما برف و باد و بارونه وقتی نگهبانم
باید جایی از دفتر خاطراتم اینو بنویسم که تا ابد ماندگار بمونه، یا دست کم تا وقتی که من به خاک نپیوستم.
برای گَشت و کمین‌های بی‌هدف زیر بارون، پُشت تویوتا
نمی‌دونم برای فرزندم چی تعریف می‌کنم از این ایام ناخوشایند. شاید تعریف کنم از ایامی که تجربه می‌کردم کنار اقوام مختلف بودن و بدست آوردن تجربه رو. بالأخره نمی‌شه واسه دختر بابا از ترس‌ها و اندوه‌ها صحبت کرد. تکیه‌گاه همیشه باید محکم باشه؛ همیشه

وبلاگ نویسی

وبلاگ نویسی می‌کنم تا کمی از دقدقه‌هامو بنویسم و ببینم با خودم چندچندم. انگار چندسالی می‌شه که می‌خواستم یجای ثابت بنویسم اما نمی‌شد. مثلا اوایل کلاً با اینکه چطوری یه دامنه مناسب انتخاب کنم مشکل داشتم. یه دامنه گرفتم به آدرس newsfasprt.ir به خیال خودم خیلی خفن انتخاب کردم و بامعنی اما بعد از چندماه فهمیدم این چیزی نیست که لازم دارم و هرزه نویسی می‌کنم ( کپی می‌کنم) و فقط با یکسری از فعالیت‌ها همینطوری بی‌هدف و برای تفریح روش‌های مختلف لینک‌بیلدینگ و جذب ترافیک رو امتحان می‌کردم.
چیزایی که امروز وقتی بهش نگاه می‌کنم حتی اگه هزارسال هم ادامه پیدا می‌کرد هیچ خاصیتی واسه خودم و شخصی دیگه نداشت. هرچند نباید می‌ذاشتم دامنه آزاد بشه و بیفته دست یه اسپمر که ازش سواستفاده کنه! راستش اونم مهم نیست
بالاخره هر انتخابی می‌تونه به خوب یا بد منتهی بشه که دست کشیدن خودم از اون دامنه رو خوب می‌دونم. کلی از وقتمو بیهوده گرفته بود@[email protected]
همیشه دوس داشتم یه وبلاگ موفق مثل یک‌پزشک داشته باشم (البته زمانی که محتوای عالی تولید می‌کرد، نه الآن که به خیال خودش آی‌تی نویس شده و بنگاه فروش بک‌لینک دایر کرده)
٬احساس مفید بودن و تاثیرگذار بودن چیزی نیست که مخالفای زیادی داشته باشه٬
گرچه الآن دورهٔ سایتای پولدار و تولید محتوای ترجمه شده اما هنوز هستن وبلاگ‌نویس‌هایی که از دقدقه‌های روزمره و مفیدشون می‌نویسن و خوندشون حس شریک بودن در زندگیشونو به خواننده می‌ده ( وبلاگ خرس khers69.wordpress.com)
یاد حسین درخشان افتادم و بیرون اومدنش از زندان و بعدش نوشتن مقاله‌ای توی گاردین در مورد اینکه چه بر سر وبلاگ‌ها و لینک‌ها اومده
خب وبلاگ‌ها بروز شدن و برای جذب مخاطب گاهاً کارای عجیب و غریب زیادی می‌کنن ( خودمم انجام دادم و امتحان کردم بیشتر اینارو) مثلا از هر چیزی یه top 10 list درمیارن یا اینکه خیلی زود تبدیل به سئومنیجر و راهنما برای دیگران تبدیل می‌شن
مثلا کسی که یه انجین ساده رو نتونه بنویسه و تغییر بده ( دقیقا مشابه یه تعمیرکار که نتونه یه موتور رو بریزه زمین و جمع کنه) خیلی زنندست که خودشو منیجر معرفی کنه برای درآمد داشتن از کسایی که تمام فکر و ذهنشون عددهای اون سایتای آنالیز سایته. و چقد بد می‌شه اگه تمام «زمان» که مهم‌ترین دارایی یک فرده برای این بیهوده‌گرایی‌ها به فنا بره

پرسش و پاسخ سئو

همین امروز که سایتو کانفیگ کردم توی اولین پستش می‌خوام که سوالاتتونو ازم بپرسید و پاسخ بگیرید

اگرچه بهتره همینجا قسمت کامنت باشه اما تلگرامم به آدرس t.me/ehsan4862 در اختیار شماست

بعد از پرسش منتظر پاسخ باشید و از ارسال نظر تکراری خودداری کنید لطفا

اگه یه وبلاگ و سایت وردپرسی دارید که نیازمند خدمات سئو هستین هم می‌تونین از همین طریق باهام در ارتباط باشید